تبليغاتX
شعر و سکوت
86/04/13
بارانی

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پريشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هيچ نيست
در پی ويران شدنی آنی‌ام

دل‌خوش گرمای کسی نيستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی برگشته ز دريا شدم
تا که بگيری و بميرانی‌ام

خوب‌ترين حادثه می‌دانمت
خوب‌ترين حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن! ابر مرا باز کن
دير زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی يک صحبت طولانی‌ام

ها به کجا می‌کشی‌ام خوب من
ها نکشانی به پشيمانی‌ام

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط محمد  | 

*
*
*
*
*
*
*

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com

*
*
*
*

اطلاعات شما :

@ Ljava.mihanblog.com