تبليغاتX
شعر و سکوت
86/07/17
امروز می خوام برتون یه شعر از یه شاعر جدید و بنیانگذار اولین غزل های پست مدرن بذارم .

سید مهدی موسوی شاعر متولد ۱۳۵۵ دکتر دارو سازی است و غزل پست مدرنو تقریبا ایشون پایه گذاری کرده من شخصا خیلی بهش علاقه دارم. دوست دارم شعر هاشو بخونین و اگه شما هم نظری درباره این شاعر و لحن گفتارش دارین بذارین.اگه شهر بیشتری از این آقا خواستین بگین میل کنم براتون

در ضمن معضرت می خوام اگه حرف رکیکی تو شعراش داره چون این آقا به گفتن این جور حرفا تو شعراش عادت داره .بالاخره این کتاب با نام (فرشته ها خود کشی کردند )چاپ شده و همه خوندن.

        مهدي موسوي بدبختي ست                         زير رگهاي آبي دستت

     مهدي موسوي ترسويي                              كه رسيده مرا به بن بستت

     مي دود از اطاق خود به كجا؟!                    «هيچ» در لحظه اتفاق افتاد

     زير رگهات مرگ « تير» كشيد                   دود سيگار را كه بيرون داد↓

     دود سيگار را كه بيرون داد                        رفت آن اسم محو از يادم

     دود سيگار را كه بيرون داد                        دود سيگا... به سرفه افتادم!.........

برای خوندن ادامه شعر به ادامکه مطلب رجوع کنید (نظر یادتون نره)

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط محمد  | 

86/07/17

رفتم به هر دليل از اين شهر وازده
از دود و دم رها شده تقويم تا زده
از عكس از نگاه تو تا نبش خاطره
چشمي پر از لبان تو در جيب جا زده
از بوي عطر اين همه دل، رنگ و روي من
دنبال رد پاي دلي كودتا زده
پا مي كشد به خلوت كشتي بي‌نشان
«دريا»‌ي ‌نيمه شب كه دل ناخدا زده
آهسته بوسه مي‌زند اين گونه‌هاي خيس
مردي كه دكمه‌ي دل خود جابجا زده
امروز، روز اول هفته‌ست نازنين
تا جمعه باز اين دل من دست و پازده !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط محمد  | 

*
*
*
*
*
*
*

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com

*
*
*
*

اطلاعات شما :

@ Ljava.mihanblog.com