وشعری که می تراود ، زبانی که می گوید
کلمات تکراری
پوسیده پارچه سبزی که بسته بودم به ستون های یکشنبه
خشکیده خون آرزوهای قربانی
تکیه ساکت است و پرده ها بالاست
ای حس خالی پرستش چه می کنی با چشمان
آهویی و رویایی
پشت میز خورد می شود انتظار سبز : نارنجی و سپید
و مردی که تراشیده اختیار را
یک قدم مانده به ایستگاه پایانی
کلماتی که جستجو می شود
روی بارش جبر و نقطه ای که تو می آیی
یادم نیست تو سلام کردی یامن
یا من بوسیدمت یا زنی بارانی..........،
توئی و شماره های نیمکت روز جمعه
توئی و سیاه کردن کاغذ های بی تاریخ
ومنم... که تقسیم شده ام
منم که ترحیم می شوم .. آری
هیچ دقیقه مانده تا دوشنبه اجباری
و شعری که سکوت کرده
روی بام پر برف سه شنبه های تکراری