تبليغاتX
شعر و سکوت
87/02/29

بخند

بخند و خندهايت را به بهار بفروش

تا يخ رودخانه هاي برفي جاري شود

تا چينه چروك خورده ديوار زمان به يمن بودنت زيبا شود

               

و تمام خواب هايت را به من ببخش

كه سخت از زمستان ديروز خسته ام

 

بخند و ترنم پريده از لبهايت را به سينه كوه بزن

تا نسيم زندگي را به گوش كر غنچه هاي زمستاني فرياد كنيم

و بیا تا به جسم خواب آلود علف ها ، طعنه بهار بزنيم

 

بخند تو فرشته

 و تشريح كن براي خدايان

جسم موميايي پادشاهي را كه به جرم طاعتت به ابديت پيوست

و مرا از نسل پروانه ها تا عصر ايفل ها صدا بزن

تا به نداي نقاره هاي بهار

روح يخ زده  يك شاعر بيدار شود

 

بخند كه اينجا كسي به اندازه تو نمي خندد

.............

........

..

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط محمد  | 

*
*
*
*
*
*
*

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com

*
*
*
*

اطلاعات شما :

@ Ljava.mihanblog.com